الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
120
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
به طريقى كه بديهى است موجب تكيف جسم به نور و انعكاس نور از آن جسم است به تخصيص كه صاحب لون باشد . « شيخ الرئيس » هم جواب سؤال « ابو ريحان » را از احراق شعاع منعكس از شيشه مملوّ از آب نه از هوا ، مطابق قسم ثانى گفته ، چنانكه در موضع خود مذكور شده ، مىگوييم : حاصل كلام ما بر علّامه اين است اگر قايل به استفادهء انوار كواكب از خورشيد است ، رواست كه نفوذ شعاع خورشيد را در كواكب از قبيل نفوذ دوم شمارد و بگويد : چنانچه شعاع خورشيد در كرهاى از بلور و يا جسم متلوّنى كه شعاع خورشيد در تمامى اجرام آن به نفوذ اجتماع نفوذ كند ، در اجرام كواكب نيز نفوذ نمايد ؛ چه هرگاه در هر طرف ، آنها را نظر كنند ، مستنير به نظر درآيند . پس اختلاف تشكّلات كواكب چنانچه در ماه لازم آيد ، لازم بيايد . زيرا آشكار است . ذرّهاى از اجرام آنها ، تيره و مظلم نيست . كاش مىدانستم اينكه معترض گفته از نفوذ شعاع خورشيد در اجرام آنها لا محاله شفّاف و نفوذ شعاع بصر از آنها ممتنع و حاجب ماوراى خود نمىشود ، چگونه اين اعتراض را وارد نموده است ؟ ! چه اگر مراد معترض از نفوذ ، معنى اوّل بوده ، ما خود آن را نگفتهايم كيف و حال آنكه كواكب به تكيف ظاهر متكيف به نور و نور از آنها منعكس به انعكاس باهر شود و اگر مراد از نفوذ معنى دوم داشته ، آن هم مستلزم شفّافيت آنها نيست ، بلكه غايت ما يلزم منه ، نفوذ شعاع بصر در اعماق جسم است نه حجب و منع رؤيت ماوراى خود . مع ذلك ، نفوذ شعاع بصر در اعماق جسم ، مانند نفوذ شعاع خورشيد باشد ، ممنوع است . هرگاه قايلى بگويد : شعاع بصر اگر الطف از شعاع خورشيد نباشد ، از آن كثيفتر نيست . چگونه شعاع خورشيد نفوذ كند و شعاع بصر نمىكند ؟ ! اگر غرض قايل معنى تبادل بوده كه چگونه شعاع خورشيد نفوذ كند و شعاع بصر نفوذ نمىكند ، محق است . ليكن نه وى را از آن نفعى و نه ما را ضرر مىرسد و هرگاه مراد معنى اجتماع داشته كه چه سان شعاع بصر در هنگام نفوذ شعاع شمس نفوذ نكند ، نظرى در اوست . زيرا سزد كه شدّت شعاع اكتسابى كه قائم به جسم است ، مانع نفوذ شعاع گردد . چنانچه مشهود مىشود ، شعاع خورشيد چون بر آيينه و برف تابد ، از نظر كردن بر آنها بصر خيره و به مجرّد وقوع نظر بر سطح آنها ، شعاع بصر به اطراف و جوانب مستنشر شده ، در اجرام آنها نفوذ نتوان نمود . و هذا ظاهر و از اين قول به ظهور رسيد كه اگرچه محض اضائت دليلى است كافى كه سيّارات مانع نفوذ شعاع به ماوراى خود مىباشند ، ليكن ما الوان اصلى را كه باعث تقويت حجب بود ، بر اضائت منضم ساخته و هردو را دليل حجب گردانيديم « كما نقلنا عن السيد السند » .